ميرزا حسين خان

38

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )

آنجا به شهر مىآورد و به توسّط مرحوم مستوفى الممالك همه به حضور ناصر الدّين شاه مىروند . مرحوم ديوان بيگى را براى نطق و عرض تظلّم منتخب مىكنند . علما ميان اطاق مىروند . شاه خيلى دربارهء آنها التفات و مهربانى مىكند . تظلّمات را مرحوم ديوان بيگى يكىيكى به عرض مىرساند و مرحوم ملّا محمّد امين امين الاسلام قرآنى از بغلش درمىآورد . هرچه مرحوم ديوان بيگى از تعديّات والى عرض مىكند ، امين الاسلام عرض مىكند به اين قرآن راست عرض مىكند . ملّا محمّد امين داستان . . . را هم مىگويد . پيشكارى ميرزا زكى رشتى در همان مجلس و حضور شاه مقرّر مىشود چون ولات كردستان را نمىشود معزول كرد ، ميرزا زكى رشتى وزير درب اندرون به پيشكارى مأمور كردستان شود . اختيارات تامّه با او باشد ، در حقيقت والى اسم بىمسمّايى مىباشد . ميرزا زكى در نهايت تسلّط و استقلال به نايب الحكومگى كردستان مىآيد . حضرات علما هم مراجعت مىكنند . املاك ما مرحوم ديوان بيگى از والى مطمئن نبوده در طهران مىماند و خود را [ 5 ب ] به مرحوم ميرزا يوسف مستوفى الممالك كه آن اوقات شخص اوّل بوده مىبندد ، و مرحوم ميرزا عبّاسعلى برادر بزرگتر ما همراه ميرزا زكى به كردستان برگشت . املاك ما را كه اسامى آنها از اين قرار است به تصرّف ميرزا عبّاسعلى مىدهند : ژنين ، ده كانان ، آريان ، تنگىبر ، گازرخانى ، سرنجيانه ، چرسانه ، نگل ، ميانه ، پايكلان ، گرماش - كه اين مدّت والى اينها را به تصرّف غير داده بود . فوت ميرزا عباسعلى مرحوم ديوان بيگى سه سال كامل در طهران با جمعيّت و نوكرش ماند . ميرزا